جالب است بدانید که من همیشه با این عبارت «بهبود پیوسته» که در استاندارد مدیریت کیفیت ایزو آمده بود مشکل داشتم؛ به همکاران می گفتم: «آخه نمیشه که آدم به طور پیوسته و هر لحظه به بهبود فکر کنه. باید به پیاده سازی ایده ی جدید، زمان و فرصت کافی بدی تا به بار بنشيند و نتایجش مشخص بشه، بعدش دست به بازاندیشی بزنی!». تا این که در سال ۲۰۰۰، در ویرایش جدید استاندارد، عبارت جدیدی جایگزین قبلی شد: «بهبود پی در پی» يعنی به یک بهبود وقت مناسبی بده؛ یعنی یک بازهی مجاز بازاندیشی برای هر تغییری تعریف کن. قرار نیست با یک انتخاب جدید، هر لحظه به این فکر کنیم که آیا کار درستی کرده ایم یا نه؟ چندی در کار جدید یا ایدهی خود غرق شو و تلاش کن در آن موفق باشی. گاهی تفکر هر روزه و هر ثانیه در مورد درستی یا نادرستی یا بازنگری در کار، خودش فضای بزرگی از مغز ما را جوری اشغال می کند که جای زیادی برای تفکر درباره ی نحوه ی انجام درست خود کار و موفقیت در آن در همین شرایط نمی ماند؛ پس، باید برای مدت مناسبی، ذهن مان را از بازاندیشی در مورد کار جدید رها کنیم و پس از طی زمان کافی، دوباره در مورد کلیت انتخاب مان فکر کنیم، نه هر لحظه و هر ساعت؛ البته این که بدانیم با بفهمیم زمان مناسب چقدر است، خودش هنری است که همه ندارند و خیلی وقت ها نیاز به مشورت دارد. (محمدعلی چمنیان) احتمالا این قضیه را شنیده اید که: «اگر قورباغه ای را درون قابلمه آب درحال جوشیدن بیندازید، بلافاصله بیرون می پرد؛ اما اگر آن را در قابلمه ای با آب ولرم بیندازید و دما را آهسته آهسته بالا ببرید، قورباغه تکان نمی خورد و آرام آرام می پزد و جانش را از دست می دهد. قورباغه، توانایی بازانديشي موقعيت را ندارد و تهدید را تا زمانی که دی
برچسب:
نویسنده: آرتین طباطبایی
نمیتوان تنها به نظر کارشناسان و نخبگان بسنده کرد و نظریات متفاوت دیگر اعضای جمع را نادیده گرفت. زیرا فرایند تصمیم گیری به نوعی به آینده نظر دارد و کم و کیف آینده هم چندان بر کسی معلوم نیست، حتی بر نخبگان و خبرگان.به علاوه، همه ما از جمله نخبگان و خبرگان، در تصمیم گیری همواره ناچار به انتخاب گزینهای هستیم که به نظر خودمان بهترین گزینه است، در حالی که این انتخاب لزوما بهترین انتخاب نیست اما هنگامی که همه نظریات(گرچه نه چندان کامل و لزوما بهتر) با یکدیگر جمع میشوند، آنگاه به عقلانیتی دست مییابیم که به گونهای باور نکردنی هوشیارانه عمل خواهد کرد.این هوش و عقل جمعی مستقل از افراد، همان چیزی است که "خرد جمعی" نامیده میشود.
برچسب:
نویسنده: آرتین طباطبایی
متأسفانه بسیاری از مدیران، پرمشغله بودن را با بهرهوری اشتباه میگیرند.آنها میخواهند صندوق دریافت ایمیل همیشه صفر شود و خط خوردن بیشتر کارها در فهرست وظایف روزانه را یک نشان افتخار میبینند. اما واقعیت این است که این معیارها، نشانگر بهرهوری واقعی نیست.ممکن است وقتی اینباکس خود را از ۵۸۲ به ۲۰۰ میرسانید، حس کنید کار زیادی انجام دادهاید. ولی باید از خودتان بپرسید آیا واقعاً این کارآمدترین استفادهای بود که میتوانستید از زمانتان ببرید؟ بهتر نبود همهی این ساعتها را به پیشبرد یک وظیفهی مهم و تأثیرگذار بگذرانید؟هنگامیکه به بهرهوری واقعی فکر میکنید، این قانون طلایی را به یاد داشته باشید:«کیفیت برتر از کمیت است.» اگر میتوانید در راه اجرا و تکمیل پروژهی بزرگ و مهمی که در دست دارید، قدمی بردارید، شکی نداشته باشید که این قدم بهرهوری شما را بیش از خط زدن ۱۵ مورد از کارهای حاشیهای فهرست وظایف روزمره افزایش میدهد.ترفند مدیریت
برچسب:
نویسنده: آرتین طباطبایی